نقدی بر یادواره شهدای منطقه دوسرشمار / قسمت دوم / عین اله آزموده
نقدی بر یادواره شهدا / قسمت دوم / عین اله آزموده / در قسمت اول نقدی بر یادواره شهدا به بعضی از کاستی ها و ایرادات اشاره کردم و دوستان زیادی نیز مرحمت کردند و دیدگاه های موافق و مخالف خود را نوشتند. در این قسمت به مواردی دیگر از کاستی ها و نیز راه حل های پیشنهادی اشاره می کنم و انتظار دارم تا دبیران و اعضای ستادهای یادواره شهدا نیز دیدگاه خود را بیان نمایند.
۵ . تامین منابع مالی برگزاری مراسم بزرگی چون یادواره شهدا با حدود ۲۵۰۰ نفر مهمان همواره در سی سال گذشته با موانع و مشکلات و اما و اگرها و حواشی روبرو بوده و هست. اینکه مردم برای شهدایشان کمک مالی می کنند، جای تقدیر دارد و به نظر من این کمک ها در برابر جانفشانی شهدا چیز بی ارزشی است ولی روش جمع آوری بودجه ایراداتی دارد. به عنوان مثال اینکه کسی دسته قبض بگیرد و به در منزل کسی برود و آن شخص هم در معذورات قرار بگیرد و کمک مالی کند، روش درستی نیست و شاید ایرادات شرعی هم داشته باشد که بیشتر از این وارد جزئیات آن نمی شوم ولی از گوشه و کنار شنیده ام که به این نحوه جمع آوری پول گلایه هایی کرده اند.
پیشنهاد می شود با ایجاد یک صندوق مالی به نام شهدا نسبت به تامین منابع مالی یادواره ها اقدام کنیم و در فاصله زمانی چهار ساله موجودی این صندوق را با خودیاری مردم هر روستا و خیرین افزایش دهیم تا در بازه زمانی شش ماهه مانده به برگزاری یادواره که همه نیازمند تمرکز بر جنبه مختلف اجرایی یادواره هستیم دغدغه تامین منابع مالی نداشته و نیروهایی که در این بخش فعالیت می کنند در بخش های دیگر مراسم به خدمت گرفته شوند.
یکی از دلایلی که همواره در مراسم شهدا، ناهار صرف می شود، دوری مسافت و به طبع آن گرسنه شدن مهمانان در یک نیمروز است و اگر تمهیدی اندیشیده شود که بتوان با پختن غذاهایی ارزانتر و سبکتر از مهمانان پذیرایی کرد و یا بجای ناهار، به صرف عصرانه مراسم را برگزار کرد، شاید بهتر باشد. اگر هزینه پختن ناهار در سی سال گذشته را جمع و ضرب کنیم به نظر مبلغ زیادی خواهد شد. اگر بتوانیم پس از این، هزینه هایی که برای پختن ناهار صرف می شود را برای عمران و آبادانی هر روستا و ساخت بنایی به نام شهدا استفاده کنیم خیلی بهتر خواهد بود.
۶ . گاهی افراد زیادی از جمله خانواده های گرامی شهدا و روحانیون منطقه گلایه می کنند که چرا اجرای مراسم یادواره شهدا یکنواخت شده و ترکیبی است از قرائت قرآن و مداحی و یا سینه زنی، سخنرانی و یا نقل خاطره و احتمالاً یکی دو برنامه جنبی دیگر مثل ساخت ماکت عملیات مختلف جنگی و یا ایستگاه صلواتی و … . عده ای دیگر هم گلایه دارند که به جنبه های فرهنگی یادواره شهدا و فلسفه ایثار و شهادت کم توجهی می شود. در این زمینه لازم است به این نکته توجه کنیم که اگر در برگزاری مراسمی سی ساله به نوآوری دست نزنیم، دچار روزمرگی شده و برگزاری مراسم به نوعی عادت تبدیل می شود. لذا همانگونه که دوستان از یکنواختی مراسم شهدا گلایه و یا انتقاد می کنند می بایستی راه حل نیز ارائه بدهند تا بتوانیم با همفکری بیشتر آنها را اجرایی کنیم.
به عنوان مثال برای سال گذشته مراسم شهدا در بالاده، چهار پیشنهاد از سوی دست اندرکاران ستاد و نیز انجمن فرهنگی سادوای بالاده ارائه شد: الف: طراحی پرچم یادمان شهدا مزین به نام مبارک « اباعبدالله الحسین (ع)» به عنوان روشی جدید و ابتکاری برای اعلان میزبان بعدی. ب. اجرای مراسم چاووشی خوانی از « تِک سَر » بالاده تا تکیه به عنوان اعلان شروع رسمی مراسم. پ. تجلیل از خادمین شهدا یک روز پس از برگزاری یادواره. ت. روشن کردن شمع بر در هر خانه ای در بالاده بیاد شهدا در شب قبل از مراسم. سه پیشنهاد اول عملی شد ولی پیشنهاد چهارم عملی نشد و امید است در سال های آینده نیز روش های فرهنگی بهتری را طراحی و اجرا کنیم.
در
اجرای مراسم امسال یادواره در قلعه از پرچم یادمان شهدا استفاده نشد و
دلیل اینکه چرا این طرح در همان سال اول اجرایش، بایکوت شد مشخص نیست و
لازم است تا دبیر محترم ستاد یادواره قلعه و پایین ده در این مورد توضیح
بدهند. اجرای این سنت می تواند به عنوان یک بخش نوین فرهنگی در هنگام
اجرای مراسم یادواره مورد توجه قرار بگیرد و این همان چیزی است که به آن «
فرهنگ سازی برای شهدا » می گوییم. اگر مراسم شهدا را فقط به خواندن قرآن و
مرثیه و سخنرانی خلاصه کنیم پس چه فرقی میان مجلس یادبود برای یک متوفی و
مراسم یادواره شهدا وجود دارد؟ در اجرای یادواره، بیان ارزش های والای
شهدا مطرح است و نیاز به روش های نوین داریم تا بتوانیم ارتباط بیشتری به
ویژه با نسل های سوم و چهارم انقلاب برقرار کنیم.
اهدای پرچم یادمان شهدا به میزبان سال آینده توسط فرزند گرامی شهید شعبان کاظمی به آقای محمدعلی جعفری دبیر ستاد قلعه و پایین ده در مراسم ۱۳۹۰ بالاده
۷ . تجلیل از فرزندان و خانواده های شهدا می تواند به فرهنگی ماندگار و حسنه در مراسم یادواره شهدا تبدیل شود. تاکنون کمتر دیده شده است که موفقیت های علمی و هنری خانواده های شهدا را در مراسم یادواره یادآوری کنیم. به عنوان مثال در فروردین سال ۱۳۸۸ فرزند شهید خاسب به عنوان جوان شایسته و برتر استان مازندران و یکی از چهل جوان شایسته ایران در رشته هنری مورد تقدیر رئیس جمهوری قرار گرفتند ولی در مراسم شهدای آن سال در واوسرنو هیچ اشاره ای به این موفقیت نشد! ( لینک خبر انتخاب « یاسر خاسب » جوان بالادهی به عنوان جوان برتر کشور ) یقیناً مراسم شهدا فقط برای گرامیداشت یاد شهدا نیست بلکه زنده نگهداشتن اهداف شهدا و از جمله گرامیداشت خانواده شهدا و موفقیت یادگاران شهدا نیز می تواند به عنوان جزیی از این فرهنگ سازی مورد توجه قرار گیرد.
۸ . مراسم یادواره شهدا فرصتی مناسب برای معرفی افراد بومی متخصص در رشته های مختلف ادبی، قرآنی، هنری و … و استفاده از تخصص آنهاست که شاید در شهرهای محل سکونت خود مجال بروز استعدادهای خود را نیابند و یا در آنجا به اندازه کافی، دیگران از این تخصص آنان بهره مند باشند. در یادواره شهدا نیز می توانیم از وجود این افراد که فی سبیل الله آماده خدمت هستند، استفاده کنیم. گاهی این مهم نادیده گرفته می شود و تبعات پنهانی را بدنبال دارد که در دراز مدت ممکن است باعث دلسردی این افراد شود. ستادهای یادواره می توانند همه نیروهای علاقمند به شهدا را مدیریت کرده و از وجود و تخصص آنها استفاده لازم را در جهت بهتر برگزار شدن مراسم شهدا ببرند.
به عنوان مثال، در روستای قلعه قاری خوش صوتی حضور دارند که به زیبایی در همایش چنار تلاوت کلام الله مجید کردند، ولی قرآن مراسم یادواره را سرهنگی از سپاه ۲۵ کربلا قرائت کرده بودند و این سوال برای مدعوین پیش می آید که مگر روستای قلعه و یا منطقه دوسرشمار قاری قرآن ندارد؟ و یا برای خواندن شعر، شاعری از سوادکوه آورده بودند ( که این دو بزرگوار بسیار هم قابل احترام هستند و استفاده از هنر آنان بسیار هم خوب است ) ولی در منطقه ما هم شاعران با ذوق زیادی وجود دارند که از خانواده شهدا و رزمندگان بوده و در بسیاری از یادواره های قبلی اشعار زیبایی در وصف شهدا سروده و خوانده اند. هم چنین در زمینه تبلیغات و گرافیک اینجانب برای همکاری به مسئول محترم فرهنگی یادواره قلعه اعلام آمادگی کردم (در ۲۵ بهمن سال ۱۳۹۰) و چندین بار نیز تلفنی پیگیر شدم ولی کوچکترین پاسخی به من داده نشده است. خوشبختانه در منطقه دوسرشمار به اندازه کافی قاری قرآن، مداح خوش صوت، شعرای خوش ذوق، برنامه نویسان متخصص نرم افزار و مولتی مدیا و … وجود دارند که بدون کوچکترین دعوتی، خود برای خدمتگزاری به شهدا اعلام آمادگی می کنند. استفاده از این نیروهای متخصص بومی در مراسم شهدا وظیفه ستادهای یادواره ها بوده و حضور آنان همواره باعث جذابیت بیشتر مراسم و مشارکت بیشتر آحاد مردم در اجرای برنامه و اعتماد به نفس محلی نیز می شود.
آقای رحمت الله حسن پور ( سوادکوهی) که در مراسم یادواره امسال قلعه شعر خواندند
۹ . شاید آفتی که در سال های گذشته خود را نمایان کرده و شاید هم از آن غافل مانده باشیم این است که بعضی از اعضای ستادهای یادواره شهدا، دیگران را به خاطر جریانات سیاسی جاریه مملکتی و به زعم شان همفکر نبودن با آنها!! مورد بی مهری و اتهام و هجمه قرار می دهند. امری که متاسفانه در سه چهار سال گذشته و در پشت نام شهدا برای فرهنگ دوستان منطقه دوسرشمار (که دیروز همسنگران شهدا بودند و امروز سلاح قلم و فرهنگ بدست گرفته اند ) بروز پیدا کرده و شدیداً باعث دلسردی نیروهای فرهیخته و دلسوز و متدین شده است. واضح تر بگویم که متاسفانه امروزه در بین بعضی از اعضای ستادهای یادواره شهدا برای فعالیت انجمن های فرهنگی روستاهای منطقه سنگ اندازی و منفی بافی و بدگویی می شود و با برداشتی غلط از فعالیت های فرهنگی، آن را در مقابل شهدا قلمداد می کنند ( نمونه های عینی و مستند دارم که اگر روزی نیاز به گفتن باشد با ذکر نام افراد خواهم گفت). لازم است یادآوری کنم همین افراد فرهنگی، ۴ سال پیش سایت گالباغ شهدای دوسرشمار را راه اندازی کرده اند ( کاری که وظیفه ستادهای یادواره شهدا بوده و تاکنون نیز همکاری شایسته ای از سوی ستادهای یادواره شهدا جز ستاد بالاده با آنها نشده است). همین افراد فرهنگی بودند که سال گذشته مجموعه تبلیغات بزرگ مراسم یادواره شهدا در بالاده را بر عهده گرفتند، همین افراد فرهنگی که از خانواده های معظم شهدا و رزمندگان و جانبازان نیز در بین شان فراوان هستند امروز پرچمدار فرهنگ دیار خود شده اند، همین افرادی که با هزینه شخصی خود برای فعالیت های فرهنگی از جمله برای یادواره شهدا تبلیغ می کنند و هیچ چشمداشتی نیز از کسی ندارند، همین افرادی که برای برگزاری مراسم شب شعر باید ناسزا و تهمت و تهدید بشنوند، همین افرادی که با برگزاری مراسم زیبای چنار کهنسال قلعه مورد هجمه و تهمت و شایعه پراکنی های ناجوانمردانه قرار گرفتند ( موارد مستند وجود دارد ) و … همین افرادی که همگی از فرزندان دلسوز و فرهنگی این دیار هستند و برای زنده ماندن و زنده نگهداشتن فرهنگ دیارشان تلاش می کنند و حضوری چشمگیر نیز در یادواره شهدا دارند و برای همکاری با یادواره ها پیشاپیش اعلام آمادگی می کنند. این طرز نگاه بعضی از افراد ستادهای یادواره ها باعث فاصله بین آنان و نیروهای سالم فرهنگی خواهد شد و این خیانت به آرمان شهداست که تعدادی خود را محق به کژانذیشی نسبت به دیگران بدانند و غیبت کردن پشت سر دیگران را در جلسات شهدا رواج بدهند و باعث ناراحتی و دلسردی دیگران شوند. مگر شهدای ما مردم را گروه بندی می کردند و یا راضی هستند که دیگران این کار را در حق مردم، همان مردمی که برای آنها جانشان را ایثار کرده اند، اعمال کنند؟
از مسئولان محترم ستادهای یادواره شهدا و روحانیون گرامی که از جمله افراد معتمد و فرهیخته دیار ما هستند انتظار می رود تا نسبت به روشن شدن ذهن های این افراد دتلاش کنند و آنان را نسبت به واقعیت و ماهیت کار فرهنگی سالم و شخصیت حقیقی و حقوقی اعضای انجمن های فرهنگی منطقه آگاه سازند. اکنون دیگر زمان آن نیست که جنگ های قلعه سری و بالادهی و واوسری راه بیندازند و بر دور هر روستایی دیوار بلند بی اعتمادی نسبت به روستای دیگری بکشند و بگویند چون فلانی مال فلان روستا هست نباید در یادواره روستای ما از وجودش استفاده شود!! اگر شهدا و مراسم شهدا عاملی برای وحدت مردم این روستاها می باشد، کسی حق ندارد برداشت شخصی و غلط خود را به نام شهدا برای فشار و ایجاد تفرقه به دیگران تحمیل کند. ادامه این روش به ضرر منطقه ما خواهد بود. زیرا ضمن اینکه شاید بخش زیادی از نیروهای متدین و متخصص همکاری خود را به دلیل نوع تفکر متحجرانه بعضی از افراد با ستادهای یادواره قطع کنند، زمینه برای رشد افکاری که خود را وامدار مطلق شهدا دانسته و دیگران را گونه ای دیگر معرفی می کنند، فراهم می شود که این بسیار خطرناک است و آثار سوء آن نیز از هم اکنون دیده می شود. کاش بجای برخوردهای دفعی، به فکر جذب مردم به ویژه جوانان به سوی ارزش های والای انسانی و اسلامی و فرهنگ شهدا باشیم. کاش گاهی هم به فرمایشات مقام معظم رهبری در باره لزوم فعالیت های فرهنگی سالم و بومی برای ایجاد نشاط و سرزندگی در بین مردم توجه کنیم. کاش پی می بردیم که دولت جمهوری اسلامی ایران هر ساله میلیاردها تومان بودجه برای برگزاری چنین مراسم فرهنگی و جشنواره های بومی که ما با پول خودمان برگزار می کنیم، تخصیص می دهد آن وقت بعضی ها کار فرهنگی ما را « تحت الشعاع قرار دادن یادواره شهدا » قلمداد می کنند؟ واقعاً از این تفکرات متحجرانه به خدا پناه ببریم.
این نقد ادامه دارد ….
چنانچه خوانندگان گرامی و هم چنین اعضای ستادهای یادواره شهدای منطقه دوسرشمار دیدگاه خود را در باره این مطلب و مراسم یادواره شهدا (به صورت مستند) بنویسند، حتماً در ادامه نقدها از آنها استفاده خواهد شد.
مطالب مرتبط ………………………………………………………………….
نقدی بر یادواره شهدای منطقه دوسرشمار / قسمت اول
گفت و گوی اختصاصی وبلاگ سادوا با یاسر خاسب جوان نمونه و موفق بالاده ۳۱/۱/۱۳۸۸
یادی از مردان با صفای کوهستان البرز / به مناسبت هفته دفاع مقدس ۱/۷/۱۳۸۸
یادی از گالباغ / مقاله ای به قلم فرزند شهید ۲۹/۳/۱۳۹۰
پاسخی به دل نوشته ی یادگار شهید / نویسنده: رزمنده ای از روستای بالاده
تحلیلی بر یادواره شهدای منطقه و حواشی آن در سال ۱۳۹۱ / سادتی تیله بنی
گزارش تصویری بیست و هشتمین یادواره شهدا در بالاده
.................................................................................................


